۱۸ سال صبر کردی، ۱۸ سال بر گرده زمین سنگینی کردی،۱۸ سال در کمین قربانی ات به سجده خاک ایستادی و چه دژخیم وار بر سینه دو نوجوان فرود امدی......
امروز بعد از ۱۸ سال دوباره جنگ قربانی گرفت. تا کی این مردمان بر روی مین و بمب فراموش شده به خاک و خون کشیده شوند...........
نفرت عجیبی در وجود من رخنه کرده تا انجا که نوشتن سخت شده..............
امروز دو دوست جوان قربانی گلولهی توپ ۱۲۰ باقی مانده از جنگ شدند. جواب خانواده های این دو را چه کسی می دهد؟ چه کسی می تواند جواب مادران به سوگ نشسته انها را بدهد؟
چه گرمای عجیبی......
زمین با خون زخم خوردگان عطش خود را فرو می نشاند.
کی برین دره غم می گذری.............؟ |